تبليغاتX
من به تو شک نمیکنم،طلوع کن
 
 تو زمین وجودم نه گلی هست نه درختی

لحظه های بی توبودن میگذر ره اما به سختی

آهای من بازم اومدم  ببخشید اینقدر دیر آپ کردم آخه گرفتار بودم

اگه می خواهید لینکتون کنم کا فیه یه نظر بدید

برای اونکه دلم براش پر می زنه ....

عزیزه راه دورم بی خبر و تنها در آن غربت دنیا در پی نام و نان به هر سو روانه شدی ودل من تنگ کسی است که خودش را به خاطر من از یاد برده است ..تو آن پرندهای هستی که به قول جبران خلیل جبران برای امتحان رهایت کرده ام پرنده ی من به آشیان برگردتا آسمان مال من تو شود....

 

 

|+| نوشته شده توسط سارا در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386  |
 برای تو بهترینم...
حالا راه تو دوره دل من چه صبوره

کاشکی بودی و می دیدی زندگیم

                                چه سوت و کوره...

دیگر تاب و توانم نمانده توانایی در بند بند وجودم از تاب رفته است.

تو کجایی نازنینم که دستان سرد مرا بگیری تو کجایی که من سخت

بی تاب آغوش گرم توام ... تو کجایی؟

چشم به راه جاده هام تا تو بیایی..

من دشمن جاده های سیاهم

چون جاده نشان جدایی ست

هر پیچ و خمش به دیده ی من

پیغام رسان بی وفایی ست

دیشب بهت قول دادم به من اعتماد می کنی ؟

|+| نوشته شده توسط سارا در یکشنبه بیستم خرداد 1386  |
 دلتنگی هایم برای تو ست عشق من
آری من دلتنگم هر روز وهر لحظه برای تو ای بهترین من دلتنگم حتی وقتی کنارم هستی باز من

برای تو دلتنگم . این روزها باز جهان بدون تو جور دیگری شده باز سقف آسمان پایین آمده باز کسی

صدایم را نمی شنود باز تهنا شده ام وچه درد آور است تنهایی پس از با تو نفس کشیدن وبا تو زنده

شدن .

تو چقدر خوبی آنقدر خوبی که وقتی میروی تمام بند بند وجودم بی تو به عذا می نشینند . کاش

نمیرفتی نازنین کاش نمیرفتی عشق من.

تو به من آموختی عشق بورزم وادعایی نداشته باشم من شاگرد خوبی نیستم دلبندم من هر

لحظه هزار بار از عشقت می میرم و زنده می شوم . تو با من چه کردی ؟ 

دل من بی تو سخت تنگ است گر چه همیشه میگویی من هر لحظه کنار تو ام اما من محتاج

عطر نفسهای تو ام . نفست بوی گل محمدی می دهد نفست بوی نزدیکی به خدا میدهد عزیزم.

آنچنان دلبسته ی تو ام ای بهترین که از مهرت نفسم در نمی آید . دیوانه وار عاشق توام همسر

مهربانم هر لحظه بیشتر از لحظه پیش دوستت دارم و به تو می اندیشم ای همه خوبی تک و تنها به

تو می اندیشم ...

|+| نوشته شده توسط سارا در شنبه نوزدهم خرداد 1386  |
 
آسمان با همه ی ستارگانش تقدیم ماه چشمانت

آهای دوستای خوبم من اومدم می دونم خیلی دیر کردم خوب

ببخشید آخه یه عالمه کار داشتم الانم دارم تو زنگ استراحت

دانشگاه آپ می کنم ان شالله که خوب و خوش و سلا متید

نظر بدید تا بیشتر دل گرم شم با یه عالمه مطلب می آم سراغتون

|+| نوشته شده توسط سارا در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386  |
 
یگانه عشق دیرینم همسر عزیزترینم :
 
نجوای زیبای عشق را وقتی در گوش جانم خواندی خبرم از عشق نبود ای بهترین چه کردی
 
با من که امروز اینچنین شیدای توام ای مهربان . گمانم هرگز به مستی خود نمی رفت آه که
 
امروز از مست بیشتر مست توام ۰
 
عشق تصور بس بزرگی بود برای من حقیر که حتی نوشتن آن را بلد نبودم ع ش ق
 
چه حروف عجیبی امان از آتشی که این سه حرف افسونگر در دلم شعله ور کرد.
 
عشق من:
 
دیوانگی ومردن برای تو هدیه ی ازلی ست که خدای مهربانمان همان خدایی که تو همیشه
 
می گویی خیلی بزرگ است به من داد پس دوستت دارم خدا دوستت دارم خدا.
 
نازنینم اگر چه اکنون افتادهام از تو جدا اما دیوانه ی توام تا همیشه ای آشنا...
 
چند تا اس ام اس با حال
 

هرگاه احساس كردي كه گناه كسي آنقدر بزرگ است كه نمي تواني او را ببخشي بدان كه اشكال در كوچكي قلب توست نه در بزرگي گناه او


شيشه ي دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پرپر مي شود

عشق يعنی اميد، يعنی طراوت باران، يعنی سفيدي برف، يعنی ساز زندگی و لبريز از خوشی،و عشق يعنی راز زيستن!

براي هزارمين بار پرسيد: تاحالا شده من دلت رو بشکنم؟ منم براي هزارمين بار

به دروغ گوفتم: نه. هيچ وقت... تا مبادا دلش بشکنه.

 

دوست داشتن  مثل ايستادن روي سيمان خيس هرچي بيشتر بموني رفتنت سختتر مي شه و اگر رفتي جاي پاهات براي هميشه مي مونه

هروقت كه دل كسي را شكستيد روي ديوار ميخي بكوب تا ببيني كه چقدر دل شكستي
هروقت كه دلشان را بدست آوردي ميخي را از روي ديوار بكن تا ببيني كه چقدر دل بدست آوردي...
اما چه فايده كه جاي ميخ ها بر روي ديوار مي ماند.

 


کسي رو به عنوانه دوست انتخاب کن که اون قدر قلبش بزرگ باشه که مجبور نشي واسه جا شدن تو قلبش خودتو کوچيک کني.


واما عشق صدای فاصله هاست

دوستت دارم خیلی کمه برای گفتن علاقه ام به تو ای بهترین...

۰۰۰

اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری

۰۰۰

در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد

لطفا نظر یادتون نره

 

|+| نوشته شده توسط سارا در شنبه چهاردهم بهمن 1385  |
 
چند تا اس ام اس تقدیم شما

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست

مي دوني علت كسوف و خسوف چيه ؟ ماه و خورشيد براي ديدنت دعوا مي كنن

یک روز رسد غمی به اندازه ی کوه ، یک روز رسد نشاط به اندازه دشت ، افسانه ی زندگی این چنین است عزیزم در سایه کوه باید از دشت گذشت .

در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد . در کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد .

اگر مي دانستي چه قدر دوستت دارم
هيچ گاه براي آمدنت باران را بهانه نمي کردي
رنگين کمان من!!!

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

 

 

یادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم -*- وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم -*- پر پروانه شکستن هنر انسان نيست -*- گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم -*- يادمان باشد سر سجاده عشق -*- جز براي دل محبوب دعايي نکنيم -*- يادمان باشيد اگر خاطرمان تنها ماند -*- طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم


اگر سلطنت بلد نباشم .سلطنت نمیکنم...اگر زندگی بلد نباشم زندگی نمی کنم ...اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطر تو یاد میگیرم

خوب عزیزای دلم من دیگه باید برم لطفا نظر یادتون نره

من با نظرهای شما دلگرم میشم همتونو دوست دارم

خیلی خیلی

دلم نمی آد باهاتون خداحافظی کنم اما مجبورم

   نظر یادتون نره

|+| نوشته شده توسط سارا در یکشنبه هفدهم دی 1385  |
 
برای تصویر قبلی میخواستم بنویسم

اگه یه روز یه پروانه رو سرتون نشست تعجب نکنید چون اون قشنگترین

گل دنیا رو انتخاب کرده....

هر کس که گفت بهر تو مرده ام دروغ گفت من راست می گویم

که به خاطر تو زنده ام

ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری

بر حذر باش که سر می شکند دیوارش

.... دلم گرفت ای هم نفس پرم شکست توو این قفس ...

آمدن . رفتن دویدن .عشق ورزیدن

در غم انسان نشستن پا به پای شادمانی های مردم

پای کوبیدن .کار کردن کار کردن آ رمیدن

          زندگی زیباست  ...

 لطفا نظر یادتون نره

 

|+| نوشته شده توسط سارا در یکشنبه هفدهم دی 1385  |
 
|+| نوشته شده توسط سارا در یکشنبه هفدهم دی 1385  |
 

دلم گرفت عزیزترینم بی تو دیگه نفسم در نمی آد دو روزه که رفتی اما

انگار دو ساله دیشب به من گفتی زیاد بهش فکر نکن همه چیز درست

می شه آخه کی ؟

عشق من به فریادم برس برام کاری بکن...

|+| نوشته شده توسط سارا در یکشنبه هفدهم دی 1385  |
 
من خیلی دلتنگم چی کار کنم

دلم گرفته است،دلم به اندازه ی غروب،به اندازه ی تک درختی در کویر گرفته است  ...

دلم به اندازه ی بغض پرنده ای که می پرد و در ملکوت دور افق گم می شود ...

به اندازه ی جامی سرشار از سرخی و سیاهی مرگ ...

نمی دانم بوی شوقی که از نفس های غمناک این شب به جان می رسد از کرانه های

وصال توست یا از نرگس های مستی که بر کنار جاده انتظار روییده اند؟

دلم برای سکوت شب همیشه تنگ است...

دلم می خواهد دفتر دلتنگیم را باز کنم و از شب سرد و ساکتم،حرفها بگویم .

دلم می خواهد همه بدانند که اهنگ عبور را با تمام وجود احساس می کنم و

اشک های ندامتگرم را سرازیر می کنم .

چه بگویم از هزاران امید سبزی که در خانه ی دلم ویران می شوند ؟؟

چه بگویم از شب های منحوسی که سپید خاموش را فریاد می زنند ؟؟!!

بال هایم می سوزند،بال های بی عروجم.بال هایی که در قفس مانده اند و

از پشت میله ها فغان سر می دهند . چه کنم ؟؟

چه کنم... چه کنم که سرم به گونه ی شیر است دلم به گونه ی قیر است

رخم به گونه ی نیل اشت و تنم به گونه ی نال ...

 میان کوچه های شب منم همپا... منم تصویر تنهایی... منم دلتنگ شب ...

دلم برای سکوت شب همیشه تنگ است ...

 

|+| نوشته شده توسط سارا در شنبه شانزدهم دی 1385  |
 
 
بالا